بیانات و نقطه نظرات مقام معظم رهبری به مطبوعات

نقشه راه مطبوعات

 

 

 

اشاره: یکی از مهمترین بیانات و نقطه نظرات رهبر معظم انقلاب درباره مطبوعات در دیدار ایشان با مدیران مطبوعات کشور در سال 75 مطرح شده است. هر چند از آن موقع تا کنون زمان بسیاری گذشته و در مطبوعات کشور تغییر و تحولات زیادی رخ داده است اما نکات دسته‌بندی شده و دغدغه‌ها و توقعات بسیار مهمی در این دیدار از سوی رهبر معظم انقلاب مطرح شده به طوری که می‌توان محتوای این سخنرانی را منسجم‌ترین و جامع‌ترین نظرات رهبری در مورد مطبوعات دانست. در واقع ایشان در این بیانات، منشور و نقشه راه مطبوعات را در نظام جمهوری اسلامی ترسیم کرده‌اند و بسیاری از موضوعات نیز همچنان مبتلا به مطبوعات امروز کشور است. بنابراین به دلیل اهمیت این مطالب مهم‌‌ترین فرازهای این دیدار تقدیم می‌گردد.

 

بسم الله الرحمن الرحیم

 مایلم با شما جدی، صریح و صادقانه حرف بزنم. آن هم نه فقط به عنوان یک مسوول، بلکه بیشتر به عنوان یک فرد فرهنگی که در دوره‌هایی، دست‌اندرکار امور مطبوعاتی هم بوده است و در زمینه‌های مختلف مطبوعات، از جمله عرصه‌های نرم‌افزاری مطبوعات، تلاش‌هایی از نزدیک داشته است.

 

آگاه‌سازی، نیاز اولیه یک نظام مردمی

مطلب اول، در باب جایگاه مطبوعات است. سوالی که امروز مطرح است. این است که مطبوعات در کشور ایران و در نظام ما، کجای کارند؟ که هستند و چه هستند؟ آیا زاید و سرباری هستند؟ زینت‌المجالسی هستند؟؛ یک عنصر مؤثر و اجتناب‌ناپذیر و سازنده‌اند؟

ما معتقدیم که مطبوعات برای نظام جمهوری اسلامی، یک مقوله تجملاتی و تشریفاتی نیست. بنابراین، افزایش آن، تنوع آن، کیفیت یافتن آن، و اگر خطایی دارد تصحیح آن، جزو کارهای اساسی در این نظام است. شاید پرسیده شود: «مگر نظام جمهوری اسلامی چه خصوصیتی دارد که چنین پرداختن و رویکردی به مطبوعات، جزو کارهای اساسی آن است؟» در جواب می‌گوییم: خصوصیت این است که نظام جمهوری اسلامی یک نظام مردمی است و کسی نمی‌تواند این را منکر شود. نظام مردمی، جز با آگاهی مردم ممکن نیست پیش برود. در نظام مردمی، مردم باید اهل تحلیل شوند تا بفهمند که نظام برایشان مفید است. آگاهی برای چنین نظامی، مثل آب و هوا، لازم و واجب است. هر چه مردم بیشتر آگاه باشند. نظام، بیشتر سود می‌برد. بنابراین ، این نظام، به آگاه‌سازی مردم نیازمند است.

 

هر حرکتی از مطبوعات سالم به نفع مردم و نظام است

مطبوعات سالم؛ نه لزوماً مطبوعاتی که طرفدار دولت باشند. مطبوعاتی که طریق سلامت بپیمایند و بنابر عناد نداشته باشند. این گونه مطبوعات، در هر رشته‌ای قلم بزنند؛ سیاسی باشند، فرهنگی باشند، اقتصادی باشند، درباره مسائل خارجی حرف بزنند، در خصوص مسائل داخلی حرف بزنند و هر کاری که بکنند، به نفع نظام حرکت کرده‌اند چرا؟ چون بر مایه آگاهی مردم می‌افزایند. موضع مطبوعات در جمهوری اسلامی، این است.


 

 

حمایت‌های معنوی، مهم‌‌ترین وظیفه دولت در قبال مطبوعات

یک مخاطب حرف من، دولت است. دولت باید موضوع مطبوعات را خیلی جدی بگیرد که بحمدا... شواهد نشان می‌دهد برادران، جدی می‌گیرند... دولت، ناگزیر باید در مسائل مطبوعات سهم داشته باشد. حالا یک وقت سهم مادی است؛ مثل سهمیه‌ها و یارانه‌هایی که در بخش‌های مختلف می‌دادند و کمک‌هایی که می‌کردند. یک وقت هم سهم حمایت‌های معنوی است، که آن حمایت‌های معنوی، مهم‌تر از حمایت‌های مادی و کمک‌های گوناگون است.

 

وظیفه مطبوعاتی‌ها؛ خارج شدن از حالت تفننی

مخاطب دوم حرف من، خود مطبوعات‌ها هستند که باید کار را از حالت تفنن خارج کنند. کار، جدی و اساسی است و برای این ملت، امری لازم است.

 

کیفیت مطبوعات کشور، متناسب با تاریخ مطبوعات در این کشور نیست

مطلب دوم این است که از ما سؤال می‌شود – و از همه کس هم قابل سؤال است – که «شما از وضع کنونی مطبوعات ایران راضی هستید یا نه؟»

من اگر بخواهم در این جلسه‌ی خصوصی و خودمانی به شما مطلبی عرض کنم، جوابم این است که «نه؛ راضی نیستم.» چرا؟ چون کیفیت مطبوعات کشور، متناسب با تاریخ مطبوعات در این کشور نیست. ما درباره‌ی هر پدیده‌ای سخن می‌گوییم و قضاوت می‌کنیم، باید به تاریخ آن پدیده نگاه کنیم. یک وقت پدیده‌ای است که اگر چه در دنیا سوابق زیادی دارد، اما تازه وارد این سرزمین شده است. خوب؛ نمی‌شود زیاد انتظار داشت. یک وقت پدیده‌ای است که ضعیف وارد شده یا به وسیله‌ی آدم‌های نالایق وارد شده؛ نمی‌شود خیلی توقع داشت. اما یک وقت پدیده‌ای است که سابقه‌ی زیادی دارد و خوب هم وارد شده، که مطبوعات از این قبیل است.

 

مصداق خوب تعاطی فرهنگی

البته مطبوعات، وارداتی است؛ یعنی جزو بخش‌های مثبت فرهنگ غرب است که ما از آن‌ها گرفتیم. غرب است که ما از آن‌ها گرفتیم. یک وقت من دربار‌ی «تعاطی فرهنگی» - نقطه‌ی مقابل «تهاجم فرهنگی» - بحث مفصلی کردم که از مصادیقش، یکی همین مطبوعات است.

 

قوت مطبوعات در عصر مشروطه

اگر به مجموعه‌ی روزنامه‌های دوره‌ی مشروطه و اندکی قبل از مشروطه نگاه کنید، در آن‌ها مطالب بسیار خوبی به چشم می‌خورد. طنزهای پخته، ادبیات والا و مطالب حاکی از دلسوزی و علاقه‌مندی نسبت به سرنوشت کشور، از شاخصه‌های چنین روزنامه‌هایی است. با گذشت حدود نود سال از تاریخ نشر این روزنامه‌ها، در آن‌ها بعضاً مطالبی یافت می‌شود که برای امروز هم کهنه نیست. آیا طنز امروز مطبوعات کشور ما، از آن وقت به قدر 90 سال پیشرفت کرده است؟ نمی‌شود محکم، جواب مثبت داد.

 

به قدر 100 سال سابقه روزنامه‌نگاری پیش نرفته‌ایم

ما اکنون نزدیک به صد سال است که سابقه‌ی روزنامه‌نگاری داریم. به تاریخ نشر اولین روزنامه در ایران نمی‌خواهم اشاره کنم؛ ولی از وقتی که در شهرهای تبریز، رشت، اصفهان، تهران و مشهد، روزنامه‌های متعددی پدید آمد، تا امروز حدود صد سال است. عزیزان من ،ما حقاً به قدر صد سال پیش نرفته‌ایم و این خسارت است. جالب است که در برخی مقولات دیگر، که آن‌ها هم از اروپا آمده است و ما گیرنده‌ی آن‌ها هستیم، پیشرفت‌های زیادی داشته‌ایم.

ما امروز وقتی بین مجلات و روزنامه‌های خودمان با مطبوعات معروف دنیا، قائل به مقایسه می‌شویم، می‌بینیم که هم از لحاظ فنی، هم از لحاظ نوع مطلب‌آرایی، هم از لحاظ احتوای بر مطالب قوی و عمیق و تحلیل‌ها و وسیع‌نگری‌ها، از آن‌ها عقب هستیم! چرا باید این طور باشد؟

گیرم که کشور ما در صنعت و فناوری و دانش جدید، از غرب، عقب باشد؛ اما از نظر فرهنگ که عقب نیست! ما در گنجینه‌ی فرهنگی، از آن‌ها عقب نیستیم. شعر ما، نثر ما، انواع ادبیات و فرهنگ ملی ما که کمبودی ندارد! من از این وضع راضی نیستم.

 

کوتاهی از کیست؟

البته هر کس تقصیر را به گردن دیگری خواهد انداخت. یک عده می‌گویند «دولت به ما کمک نکرده است.» یک عده می‌گویند «شما سیاسی‌کاری کردید» و یک عده هم مسائل دیگری را مطرح می‌کنند. بحث بر سر تعیین مقصر نیست که ببینیم چه کسی در این بین کوتاهی کرده است؟ بحث بر سر واقعیتی است که وجود دارد. چه کسی باید برای این مشکل راه چاره پیدا کند؟ مسلماً خود خانواد‌ه‌ی مطبوعات و متولی رسمی مطبوعات در دولت که وزارت ارشاد است. برای این مسئله، باید فکری بکنید. عرض من این است که اگر جشنواره فقط به این یک مطلب بپردازد که ببینیم «راه عمق بخشیدن به کیفیت‌های مطبوعات در کشور چیست» و کسانی هم در این زمینه فکر کنند، جا دارد.

 

ضعف‌های مطبوعات ایران

من البته نکاتی را در ارتباط با مطبوعاتمان یادداشت کرده‌ام که نشانگر ضعف‌های موجود این رسانه است: حضور نداشتن قوی در مسائل بین‌المللی، نبود تحلیل‌های قوی، ضعف کارهای هنری و ضعف زبان فارسی، از آن جمله است.

 

اصلاح زبان فارسی از مطبوعات

کاغذی را که شما در هیئت روزنامه یا مجله به دست خواننده می‌دهید، برای او «لغت امام»؛ یعنی «زبان معیار» می‌شود این را چگونه می‌خواهید تهیه کنید؟ آن وقت ناله سر می‌دهیم که زبان فارسی چنین و چنان شد! مگر نه این که از مطبوعات باید زبان فارسی را درست کرد؟ مطبوعات، از این جهت، از صدا و سیما مهم‌تر است. از این جهت مطبوعات از صدا و سیما مهم‌ترند. چون مخاطبین آن رسانه، در زمینه‌ی زبان فارسی و نکات و ظرایف زبانی و دستوری؛ فقط از طریق گوش ارتباط دارند و مواردی که عنوان می‌شود، لحظه‌ای و گذراست. اما مطبوعات در خانه و کاشانه‌ی ما، برای مدت‌ها می‌مانند؛ افراد متعددی آن را می‌خوانند.

 

تقلید از روزنامه‌نگاری غربی

یکی دیگر از ضعف‌های مطبوعات ما، تقلید کورکورانه از کارهای غرب است. گفتیم که روزنامه‌های غرب، از ما قویتر و پخته‌ترند؛ اما معنایش این نیست که ما شکل عنوان گزینی خود را هم مانند آن‌ها کنیم. فرض بفرمایید کیفیت دستور زبان انگلیسی، مثلاً در عقب و جلو بودن عناصر جمله، با زبان فارسی فرق می‌کند. آن‌ها طبق دستور و قاعده‌ی زبان خودشان، شکل عنوان را مشخص می‌کنند. چه لزومی دارد که ما در زبان فارسی عیناً همان را تقلید کنیم؟! در بعضی از روزنامه‌ها می‌بینیم که عیناً از شکل عنوان‌گزینی روزنامه‌های آمریکایی و انگلیسی تقلید می‌کنند؛ که البته از ما بدتر در این زمینه، عرب‌ها هستند! چه لزومی دارد اینکار را بکنیم؟!

فارسی، زبان غنی است. هزار شیوه در کار فارسی‌گویی و فارسی‌نویسی برای عنوان زدن وجود دارد. خوب؛ از این شیوه‌ها استفاده کنیم. البته آن‌ها بعضی از کارهای خوب هم می‌کنند که باید یاد گرفت. مثلاً خوش آهنگ کردن عناوین در بین مطبوعات انگلیسی، امر بسیار رایجی است آن‌ها از این کارها می‌کنند، که خوب است. این کارها را اگر به طور محدود تقلید کنیم. منعی ندارد؛ گرچه تقلید یکسره، جایز نیست.

 

تقسیم‌بندی مطبوعات کشور

تقسیم‌بندی مطبوعات از جهت فضای کلی مطبوعات و جهت کلی دادن به آن‌ها، کاری لازم است. از این جهت بنده این تقسیم‌بندی را می‌کنم، والا فعلاً بنای ایراد و اعتراض نسبت به کسی ندارم.

از این جهت، مطبوعات کشور به سه قسم تقسیم می‌شوند:

 

1- مطبوعات موافق نظام

البته منظور این نیست که دولت را با همه کارهایش قبول دارند.

 

کسانی که نظام را قبول دارند، طیف وسیعی را تشکیل می‌دهند. بعضی منتقد به دولت یا طرفدار آن هستند. بعضاً معترض به فلان وزارتخانه و فلان تشکیلات و دستگاه، یا مدافع آن‌ها هستند. ولی به هر حال، نظام جمهوری اسلامی را در ایران، قبول دارند.

در بین آن‌ها چپ هست، راست هست، سلایق مختلف هست، این‌ها همه در یک طرف قرار می‌گیرند و اکثریت هم این‌ها هستند.

 

2- مطبوعات بی‌تفاوت به نظام

یعنی هیچ‌گونه طرفداری از نظام حتی به صورت درج یک خبر نمی‌کنند؛ لکن کاری هم به کار نظام ندارند و از کنار آن رد می‌شوند. این هم یک قسم از مطبوعات است. (مثل مجلات علمی، مجلات فرهنگی محض، مجلات شعری، مجلات تخصصی و امثال این‌ها.)

 

3- مطبوعات معاند

یک قسم هم مطبوعاتی هستند که بنده اسمشان را مجلات یا روزنامه‌های «معاند» می‌گذارم: «مطبوعات معاند»! که البته تعدادشان زیاد نیست و اسمی هم از مجله‌ای نمی‌آوریم! از جمله اصطلاحات غلط و رایج در این قسم از مطبوعات، اصطلاح «دگراندیش» است. عناصر فعال در این مطبوعات هم، خوششان می‌آید که به آن‌ها «دگراندیش» اطلاق شود! در معنا می‌خواهند بگویند چون ما اندیشه دیگری داریم، مورد غضب دستگاه هستیم! البته خیلی هم مورد غضب نیستند. به هر حال، بحث اندیشه، اصلاً نیست. بحث «دگراندیشی» نیست.

خوب؛ در جمهوری اسلامی، همه‌گونه اندیشه‌ای آزاد است. ما با اقلیت‌های مذهبی هم مثل برادران خودمان برخورد و رفتار و رفاقت می‌کنیم.

 

تفاوت دگراندیشی با معارضه

ما در جمهوری اسلامی، بحث اندیشه نداریم که مثلاً چون کسی اندیشه دیگری دارد، با او برخورد کنیم. اصلاً این طور نیست! پس، «دگراندیش» یعنی چه؟! بحث، بحث «عناد» است؛ بحث «معارضه» است؛ بحث «غرض‌ورزی» است. غرض‌ورزی می‌کنند؛ چون این نظام را قبول ندارند. البته فقط قبول نداشتن هم نیست. بنا دارند با نظام معارضه کنند. یعنی عناد کنند و به همان مقدری که جرأتشان اقتضا می‌کند، ضربه بزنند. البته چندان هم آدم‌های با جرأتی نیستند! اما همان مقدار که شرایط ایجاب می‌کند، در پی آنند که حرفی بزنند؛ در بزنگاهی خاص، نیشی فرو کنند و زهری بریزند. بحث سر اینهاست؛ یعنی مغرضین که یک طبقه و یک دسته‌اند.

هر کدام از این‌ها، حکمی دارند. عرض کردم، من این جلسه را می‌خواهم صریح باشم و امیدورام و خواهش می‌کنم شما هم در زمینه مطبوعات، با مردم از شیوه صراحت پیروی کنید. البته نمی‌خواهیم بگوییم فوراً معاندین را معرفی کنید و بگویید فلان کس چنین است؛ نه جنجال‌آفرینی، بنده تشنج فکری و فرهنگی را قبول ندارم.

 

توقع از مطبوعات موافق نظام

ما معتقدیم آقایانی که نظام را قبول دارند، وظایفی هم به عهده دارند. این وظایف، با سلیقه و عقیده خاص آن‌ها هم هیج منافاتی ندارد. توقع این است که به آن وظایف عمل کنند:

 

1. پرهیز از ایجاد تشنج مطبوعاتی

یکی از آن وظایف این است که فضای کشور را فضای تشنج مطبوعاتی قرار ندهند. یعنی پیوسته این به آن و آن به این بد نگوید. روزنامه‌ها با هم دعوا دارند. خوب؛ به هم چه کار دارید؟! کار خودتان را بکنید. یک نفر خط یک است. یکی خط دو است. یکی خط سه است. خوب؛ هر کس خط خودش را برود، کار خودش را بکند. هر کسی مبنایی دارد، مشایی دارد، سلیقه‌ای دارد.

 

2- در انتقاد، بحثی نیست اما فروغ امید را نمیرانیم

نمی‌گوییم به فلان وزیر یا فلان مسئول یا فلان بنیاد یا فلان نهاد انقلابی، اعتراض نکنید. اگر اعتراض و انتقاد در حد معقولی باشد، چه مانعی دارد؟! به قول آقایان دولتی‌ها «سازنده» هم هست. بر سر انتقاد، بحثی نداریم. بحث بر سر نظام است. از آن‌جا که پایه هر نظام و هر زندگی فردی بر امید است. پس امید را در دل‌های مردم متزلزل نکنید. این، یکی از سفارش‌های ماست. این که افق مه‌آلود و تیره‌ای ندارد! این ملت، ملتی است که به همه مشکلات بزرگ در طول قرن‌ها دست و پنجه نرم کرده و بر همه آن‌ها، ولو بعد از گذشت مدت‌ها فائق آمده است. پس افق تیره‌ای در کشور نداریم.

منظور این است که اگر در هر زمینه‌ای، وضع نابسامانی به وجود می‌آید، نباید مجوز شود که ما فروغ امید را در دل‌ها بمیرانیم. این، جایز نیست.

 

3- افزایش عمق و کیفیت

از جمله مواردی که این‌جا یادداشت کرده‌ام، یکی هم نشر فرهنگ عمومی و دانش اجتماعی است که باید به آن عمق و کیفیت دهید. اصلاً مهم‌ترین کار شما که در مطبوعات کار می‌کنید، این است که به کارها کیفیت دهید؛ هم به کارهای سیاسی، هم به کارهای فرهنگی و هم به کارهای ادبی، انسان گاهی اوقات در مطبوعات، صفحه شعر را می‌نگرد؛ اصلاً رغبت نمی‌کند بخواند. سرمقاله را نگاه می‌کند؛ اصلاً هیچ جاذبه‌ای ندارد. پس زیبایی در سخن چه شد؟ لطافت زبان فارسی چه شد؟! هنر نویسندگی چه شد؟! ذوق چه شد؟! مگر نه که این همه برای کیفیت بخشیدن به مطبوعات است؟! از واژه‌های سنجیده، تعبیرات زیبا و ترکیبات نو استفاده کنید. از هنر، از کاریکاتور و از عکس استفاده کنید. تحلیل‌های خوب چاپ کنید.

 

هویت مطبوعات دولتی

البته تعدادی از مطبوعات قسم اول با بودجه‌های عمومی اداره می‌شوند. این نکته را هم عرض کنم: مطبوعاتی که با بودجه‌های عمومی اداره می‌شوند، در مقابل مطبوعاتی که اداره آن‌ها با بودجه‌های شخصی است، ارتباط بیشتری با دستگاه ندارند.

این‌ها روزنامه‌های مستقلی هستند ارتباط این روزنامه‌ها با دولت، مسئولین دولتی و منابع مالی خودشان – چون مربوط به بیت‌المال هستند – به هیچ وجه قابل مقایسه با روزنامه‌های بخش خصوصی در دنیا که از کمپانی‌ها پول و خط و الهام می‌گیرند، نیست. 

به هر حال، این مطبوعات استقلال دارند. یعنی خوشبختانه برای خودشان، فکرشان و سلایقشان می‌نویسند. گاهی تهمت می‌زنند که چنین مطبوعاتی دولتی هستند و از دولت، دستور می‌گیرند. کانه، دستور گرفتن از دولت، بد و ناپسند، اما دستور گرفتن از دشمن خوب و پسندیده است! به هر حال، گویا چنین معامله‌ای، در ذهن بعضی اشخاص وجود دارد. جالب این است که مطبوعات مورد بحث، نه تنها از دولت دستور نمی‌گیرند، که خیلی اوقات، دولت از آن‌ها گله‌مند است!

 

از مطبوعات بی‌تفاوت هیچ انتظاری نداریم

و اما از مطبوعات قسم دوم، انتظار زیادی نداریم. یعنی به هیچ‌وجه از کسانی که درباره نظام، اظهار نظر مثبتی نمی‌کنند، حرفی در تأیید نمی‌زنند، مشغول کار علمی و فرهنگی خودشان هستند و البته علیه نظام، اقدام و فعالیتی هم نمی‌کنند، هیچ انتظاری نداریم. این را بدانید! بنده به عنوان مسئول کشور عرض می‌کنم: هیچ‌گونه انتظاری نداریم. هر کس در این زمینه از فشار دستگاه سخن به میان می‌آورد، خلاف واقع و دروغ گفته است. آن‌ها کار خودشان را بکنند.اگر فرهنگ کشور را تقویت می‌کنند، دولت باید کمکشان کند. اگر سواد مردم را زیاد می‌کنند؛ دولت باید کمک هم به آن‌ها بکند؛ ولو بی‌تفاوتند. با ما کاری ندارند، نداشته باشند. ما هیچ انتظاری از این‌ها نداریم.

 

نحوه مواجهه با مطبوعات معاند

اما دسته سوم، وضعشان فرق می‌کند. البته اگر مطبوعات قسم سوم را «معاند» می‌نامم، به این معنا نیست که شمشیر به دست گرفته‌ایم ومی‌خواهیم سراغشان برویم؛ خیر! وضع آن‌ها، فردا با دیروز، هیچ فرقی نخواهد کرد. من می‌خواهم حقیقت مطلب را بیان کنم و آنچه را که در ذهن هست، بگویم:

 

1- عناصر نامطمئن با سوابق معلوم

اولاً در مطبوعاتی که معاند با نظام جمهوری اسلامی هستند، عناصر نامطمئن، زیاد است. اگر هم واقعاً بعضی از افراد که در این قسم مطبوعات حضور دارند، بنا ندارند با دستگاه در بیفتند؛ اما وجود آدم‌های ناباب در تشکیلاتشان، حتمی است. ما در این تشکیلات آدم‌هایی را می‌شناسیم که سابقه‌ی آن‌ها به کلی غیر قابل اعتماد و سالب اطمینان است. فرض بفرمایید در این تشکیلات، عنصر یا عناصری با گرایش مارکسیستی قوی حضور دارند که شناخته شده‌اند. بنده بسیاری ازآن‌ها را با نام و نشان و آثار، از دیرباز می‌شناسم. من با محیط روشنفکری کشور، سال‌های متمادی ارتباط تنگاتنگ و نزدیک داشتم و با خیلی از این افراد که بعضی در ایرانند و بعضی در خارج، یا ارتباط نزدیک و دوستانه، یا سلام و علیک و یا آشنایی داشتم. در میان این‌ها کسانی بودند که گرایش‌های مارکسیستی، بنای همکاری با ساواک را گذاشتند و یا در دفتر «فرح» مشغول فعالیت شدند! خوب؛ این سابقه، سابقه خیلی پاکی است؟! به چنین عناصری می‌توان اعتماد کرد؟! البته توقع داشتن از عنصر یا عناصری چنین، واقعاً توقع بی‌جایی است.

 

2- تهمت‌هایی که می‌زنند

کسانی در مطبوعات قسم سوم حضور دارند که امروز دم از آزادی می‌زنند. می‌گویند: «آزادی بیان نیست و اختناق حاکم است.» می‌گویند: «دولت هر چه را که دلخواه خودش باشد، اجازه گفتن و نوشتن می‌دهد.» در حالی که خودشان هم می‌دانند خلاف واقع می‌گویند. برخی از همین افراد، در دوران رژیم شاه هم به کارهای مطبوعاتی سرگرم بودند. آن اختناق سیاه را می‌دیدند؛ اما نه فقط لب از لب نمی‌گشودند که همکاری هم می‌کردند! این‌ها با ستایش‌های زبانی، نوشتن مقالات و با نوشتن کتاب و جزوه، به نفع دستگاه آن روز کار می‌کردند آیا این‌ها در دفاع از آزادی صادقند؟!

اینها توجه ندارند که خودشان مکذب خودشان هستند. مرتب می‌نویسند آزادی نیست و نوشته‌های خود را با انواع تهمت‌ها همراه می‌کنند. نظام را متحجر، تنگ‌نظر، یک سونگر، بی‌سواد، غافل از مسائل نو، قرون وسطایی و دارای عینک کهنه می‌نامند و با استفاده از تعبیرات به اصطلاح ادبی و هنری، آن را متهم می‌کنند. با این حال، اگر فرضاً روزنامه‌ای مطلبی علیه‌شان بنویسد، فریاد بر می‌آورند که «محیط، محیط تهمت است و به ما تهمت می‌زنند» آیا تهمت زدن به مسئولین؛ یعنی کسانی که عمری را در رنج و مصائب رژیمی که شما با آن همکاری می‌کردید، گذراندند و اکنون هم که مسئولیت دارند، از این مسئولیت برای دنیای خودشان هیچ استفاده‌ای نمی‌کنند، جایز است، ولی انتقاد از شما، خطای نابخشودنی است؟!

 

3- تحملات زیاد است

شما بدانید ما تحملمان خیلی زیاد است. واقعاً در نظام جمهوری اسلامی، تحمل شنیدن حرف مخالف خیلی بالاست. البته دلایلی هم دارد که طبیعی است. اما غرض‌ورزی و بی‌انصافی هم حدی دارد! این‌ها غرض‌ورزی و بی‌انصافی می‌کنند. هر وقت که دشمنان ما در خارج از کشور، تهمتی را علیه جمهوری اسلامی عنوان کردند، در همین مطبوعات قسم سوم، به همان شکل یا به اشکال دیگر، تکرار شد. آن‌ها راجع به محدودیت زن گفتند، این‌ها هم می‌گویند! آن‌ها راجع به پایمال شدن حقوق بشر گفتند، این‌ها هم می‌گویند! آن‌ها راجع به تروریسم گفتند، این‌ها هم می‌گویند! آن‌ها راجع به بی‌کفایتی دولت گفتند، این‌ها هم می‌گویند! آن‌ها راجع به این که نظام اسلامی، نظام متحجر قرون وسطایی است گفتند، این‌ها هم می‌گویند! چرا انسان این قدر با دشمن همکاری کند؟!

 

4- نادیده گرفتن ارزش‌های اسلامی و ملی

چرا انسان این قدر از میهن خودش و از کسانی که برای این میهن دلسوزانه زحمت می‌کشند، بیزاری بجوید؟! واقعاً چرا؟! من که تعجب می‌کنم!

هشت سال جنگ مگر شوخی است؟!  هشت سال جنگ و آن همه فداکاری! جوانان ما در مقابل اتحاد شرق و غرب و «ناتو» و همه و همه مقاومت و ایستادگی کردند و میهن را نجات دادند. آیا در مطبوعاتی که زمان جنگ منتشر می‌شدند و یا این که بعد از جنگ به وجود آمدند، یک کلمه از این کار بزرگ و دفاع عظیم و پرشکوه، نباید ستایش شود؟! در مطبوعات معاند، اگر یک وقت اسمی از دفاع مقدس و رزمندگان بیاید، همراه با مسخرگی است. چرا؟! چون رزمنده‌ی ما دارای محاسن است. و این‌ها از محاسن خوششان نمی‌آید! فقط علتش این است. آیا این نشانگر بی‌انصافی نیست؟! جالب است که این‌ها، دیگران را به تنگ‌نظری متهم می‌کنند! آیا تنگ نظر، دستگاه است یا خود اینها؟! این تنگ‌نظری نیست که انسان از بزرگترین ارزش دوران خودش – دفاع مقدس – فقط به خاطر این که پیروان آن دین دارند و او با دین مخالف است، اغماض کند؟! پیروان آن، مذهبی هستند و این که می‌خواهد سر به تن مذهب و مذهبی‌نباشد! متأسفانه این‌گونه است. پشت سر هم و پیوسته تهمت می‌زنند؛ آن وقت اگر در مقام پاسخگویی برآیی، می‌گویند «شما به ما تهمت زدید!»

 

5- مانند همه‌ جای دنیا همه باید خط قرمزها را رعایت کنند

همه مطبوعات باید توجه داشته باشند که خط قرمزی وجود دارد و از این خط قرمز، هیچ‌کس نباید عبور کند نه این که ما اجازه نمی‌دهیم؛ در هیچ جای دنیا اجازه نمی‌دهند. در به اصطلاح دمکراتیک‌ترین کشورها هم اجازه نمی‌دهند. شما ببینید آن وقت‌ها که در آمریکا خبری از موج چپ بود – حالا که دیگر این خبرها نیست – چپ‌های آمریکا – اعم از گروه‌های کمونیست یا سوسیالیست – و اجتماعاتشان تحت چه شرایطی زندگی می‌کردند! شما رمان‌هایی را که بعضی از نویسندگان دارای گرایش به چپ، مثل «هوارد فاست» نوشته‌اند – چند رمان او به فارسی هم ترجمه شده و بنده دیده‌ام – بخوانید و ببینید درباره چپ‌ها چه مطالب تکان‌دهنده‌ای آورده‌اند! همین کتاب معروف «خوشه‌های خشم» اثر «جان اشتاین بک» یا دیگر کتابش را که الان در ذهنم نیست، بخوانید و ببینید راجع به وضع چپ‌ها و برخورد سردمداران مرکز به اصطلاح دمکراسی با آن‌ها چه نوشته است! بخوانید و بدانید که مرکز به اصطلاح دمکراسی و قبله‌ی کسانی که صاحب چنین قلم‌های بد و زشتی در ایرانند، حتی حاضر نبودند چپ‌ها را تحمل کنند؛ چون معتقد بودند، مارکسیسم، نظام سرمایه‌داری آمریکا را زیر سؤال می‌برد. خوب؛ اگر چپ‌ها را تحمل می‌کردند، به معنای موافقت با عبور آن‌ها از خط قرمز بود. اگر امروز مجموعه‌ای در آمریکا پیدا شود که بنویسد، بگوید و شعار بدهد «آمریکا باید تجزیه گردد» یا شعار بدهد «آمریکا باید به چهل و نه ایالات تقسیم شود»، چگونه با آن رفتار می‌کنند؟ آیا همان کاری را که با فرقه‌ی داوودی‌ها کردند و همه را در ساختمانی به آتش کشیدند، با آن نخواهند کرد؟

 

6- نفی اصل انقلاب و نظام، خط قرمز است

این‌ها خطوط قرمز یک ملت است. شما، انقلاب را زیر سؤال ببری، اصل انقلاب را نفی کنی و در نفی نظام جمهوری اسلامی بکوشی؟! خوب؛ این خط قرمز است و قابل تحمل نیست.

 

7-  برخورد با مطبوعات معاند با اغماض است

مطبوعات معاند، تا کنون بارها خط قرمزها را تهدید کرده‌اند و بعد از این هم خواهند کرد. من هم فعلاً بنا ندارم در این باره، تجدید روشی نسبت به آنچه درگذشته بوده، بکنم.  با این‌ها بر اساس اغماض رفتار می‌شود.

من در مطبوعات معاند خیلی از موارد تهدیدکننده‌ی خط قرمزها را می‌بینم. این‌ها در مطبوعات خود، گاه با شعر، گاه با نثر، گاه با قصه و گاه با گزارش‌های نامربوط، موضوع را به جاهایی می‌کشانند. کدام نظام اجازه می‌دهد که شما اساسش را زیر سؤال ببری و از آن، تسهیلات هم بگیری؟!

جوانان توجه داشته باشند! بعضی از جوانان و روزنامه‌نگاران خودمان که درباره‌ی بعضی از این اشخاص دچار اشتباه می‌شوند، بدانند: ظواهر این‌ها، مورد نظر و ملاک نیست و اعتبار ندارد. باطن قضیه این است که با اصل نظام مخالفند، و مبارزه هم می‌کنند. البته گاهی هم، برای این که از قافله عقب نمانند، از مردم می‌گویند.

شما چه می‌دانید که رژیم گذشته چه کرد؛ با چه کسانی کار داشت؛ و با چه چیز می‌جنگید و چه چیزی بر او فائق شد! از کجا شما می‌دانید؟! غرض؛ این وضعیتی است که مطبوعات قسم سوم دارند و وضعیت خوبی نیست. البته من حقیقتاً دلم می‌خواهد این وضع اصلاح شود. بنابر ایرادگیری و سختگیری نداریم. دوست می‌دارم اصلاح شود و این طور نماند. حیف است. این کشور، کشور بزرگ و مهمی است.